تبلیغات
تلخ ترین قهوه ی اسپرسو - Damn
 
 

صفحه ی اصلی / پست الکترونیکی / آرشیو / پادکست RSS / پادکست ATOM / ارسال پیام خصوصی

آخرین مطالب : شب / این زمان لعنتی / به انضمام افسردگی / خسته ـم / پول یا عمر؟ / تصویر / اُتو-بیوگرافی / که نبود / همه ی اینها / عمر / Fu$%ed up، Mixed up و چند صفت حسنه ی دیگر / بد، خوب، آینده / نیاز / به بهانه ی یادِ اون روزا / بیخوابی / زنده ایم به زنده بودنشون / آخر / تـف / عشق واقعی / سیل / دیشب / «حس لعنتی» / ها مثلاً / وقتی عشق به نفرت تبدیل میشه / This is me / بزهکاران جامعه / قصد و نیت / زبان فارسی / بن-بست / یک مکالمه پیرامون یگانگی /

نمایش عنوان همه ی پستها

 
 

درباره ی بلاگ: اسپرسو، دفتر یادداشت من است. دفتر یادداشتی که هیچ گاه نداشتم...
درباره ی من: یک شبهِ نویسنده، با تفکراتی بی قید و بند و قلمی نه چندان قوی...


کوتاه:
من، تلخ تر از قهوه ی اسپرسو...

 

 96) Damn

اگه مدتی ننوشتم، چیزی نداشتم که بنویسم.
ولی مطلبی توی یکی از وبلاگ هایی که همیشه میخونمشون خوندم که بدجوری دلم رو سوزوند.
ساقی -صاحب جدید وبلاگ- بعید میبدونم این پست رو بخونه. شایدم بخونه. نمیدونم.
ولی خیلی از مرگ بهار (که حالا دیگه وبلاگشم هک و حذف شده) متاثر شدم. واقعا خیلی ناراحتم کرد.
دوست وبلاگی ای که حتی یکبار هم باهاش نه حرف زده بودم نه چت کرده بودم نه چیزی؛
ولی واقعا قبولش داشتم.
راستشو بخواین من از مرگ خوشم میاد؛ و خوشحالم برای خودِ بهار که فوت کرده.
مرگ یه جور آزادیه...
اما دوستانش، خانواده ـَش... فقط میتونم بهشون تسلیت بگم.
مطمئنم دوست خوبی رو از دست دادین.

تو پرانتز:
دوست دارم وبلاگ، دوباره راه اندازی شه و مطالب ساقی رو بخونم. منو یاد بهار می اندازه.
ساقی جان، اگه با آدرسی جدید، وبلاگی ثبت کردی، خوشحال میشم آدرسش رو داشته باشم. مرسی.

 - نویسنده : سیاوش ن. / تاریخ : دوشنبه 16 شهریور 1388 / زمان : 11:56 / + / نظرات ()

 

این هارو می خونم : The Last Sunset / در جستجوی تکشاخ‌ها / اسکات / سامان / TheBaldRa / شکلات / مجروب / سینا / سالار / بوسه ی گرگ / سبک مرده / خاطرات یک کولی / آب پرتغال / تراموا / مینی مالیده / شکلات داغ / سورملینا / Night-Marish / Fogue / نرم افزار های فارسی / دستفروش مترو /

       

Template Designed by : SafhePardazan Design Team :: All Rights Reserved